مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره آوین
Avin Counseling and Psychology Center

   اگر تکه‌ای زندگی ‌داشتم
یكشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۰
نویسنده: فرح منصوري
مترجم/منبع:

گابریل گارسیا مارکز نویسنده ۷۳ ساله و چهره تابناک ادبیات آمریکای لاتین و جهان از زندگی اجتماعی کناره گرفته است. رمان‌های صد سال تنهایی، گزارش یک قتل، از عشق شیاطین دیگر، و پاییز پدرسالار او را برای همیشه در تاریخ ادبیات جهان تثبیت کرد. اما رمان‌هایی که جایزه نوبل را برای او به ارمغان آوردند، در چمدانی که او می‌بندد جای نمی‌گیرند. مارکز در تنهایی و جدال با بیماری‌ خود، نامه‌ای به رسم وداع خطاب به دوستانش نوشته است:
اگر خداوند برای لحظه‌ای، تکه کوچکی زندگی به من ارزانی می‌داشت. کمتر می‌خوابیدم و بیشتر رویا می‌دیدم چون می‌دانستم هر دقیقه که چشم‌هایمان را بر هم می‌گذاریم ۶۰ ثانیه نور را از دست می‌دهیم. هنگامی که دیگران می‌ایستادند، من راه می‌رفتم و هنگامی که دیگران می‌خوابیدند بیدار می‌ماندم. همه آنچه را که به فکرم می‌رسید؛ نمی‌گفتم، بلکه به همه چیزهایی که می‌گفتم فکر می‌کردم. هنگامی‌که دیگران صحبت می‌کردند، گوش می‌دادم و از خوردن یک بستنی لذت می‌بردم.
اگر تکه‌ای زندگی به من ارزانی می‌شد، لباسی ساده بر تن می‌کردم. نخست به خورشید چشم دوخته و سپس روحم را عریان می‌کردم. اگر دل در سینه‌ام همچنان می‌تپید، نفرتم را بر یخ نوشته و طلوع آفتاب را انتظار می‌کشیدم. روی ستارگان به یاد ونگوگ شعر را نقاشی می‌کردم و با صدایی دلنشین ترانه‌ای عاشقانه‌ به ماه هدیه می‌کردم. با اشک‌هایم گل‌های سرخ را آبیاری می‌کردم تا درد خارها و بوسه گلبرگ‌هایشان در جانم بنشیند. اگر تکه کوچکی زندگی داشتم، نمی‌گذاشتم حتی یک روز بگذرد، بی‌آنکه به مردمی که دوستشان دارم، گفته باشم «دوستتان دارم»؛ چنان که همه مردان و زنان باورم کنند.
اگر تکه کوچکی زندگی داشتم در کمند عشق زندگی‌ می‌کردم و به انسان‌ها نشان می‌دادم که در اشتباه هستند؛ وقتی گمان می‌کنند حال که پیر شده‌اند نمی‌توانند عاشق باشند، آن‌ها نمی‌دانند زمانی پیر می‌شوند که دیگر عاشق نباشند. به سالخوردگان یاد می‌دادم که مرگ نه با سالخوردگی که با فراموشی سر می‌رسد.
آه انسان‌ها از شما چه بسیار آموخته‌ام. دریافته‌ام که وقتی نوزاد برای اولین بار با مشت کوچکش انگشت پدر را می‌فشارد او را برای همیشه به دام می‌اندازد. دریافته‌ام که هر انسان فقط هنگامی حق دارد به انسانی دیگر از بالا به پایین بنگرد که بخواهد به او یاری دهد تا روی پای خود بایستد.
من از ما بسیار چیزها آموخته‌ام و اکنون وقتی در بستر مرگ چمدانم را می‌بندم، همه را در آن می‌گذارم.


تجربیات مثبت خود را برای ما ارسال کنید:
عنوان    
نویسنده
منبع
متن  
 

خانه |تازه ها | دانستنی های روانشناسی | کارگاه های آموزشی | صحبت با مشاور | آزمون های روانشناسی | درباره ما | تماس با ما | En| FAQ