مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره آوین
Avin Counseling and Psychology Center

   آرامش گوسفندی (این عنوان را از كتابی به همین نام انتخاب كردم)
یكشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۰
نویسنده:غزال
مترجم/منبع:


خب! از تختخواب كه پایین بیایی و دقیقاً چهار قدم برداری و به سمت راستت نگاه كنی، تصویر گوسفند خنگی را می بینی كه بالایش نوشته شده است: فکرِ باز داشته باش. بعد هفده قدم كه روی خطی مایل به سمت چپ بروی، باز همان گوسفند خنگ را می‌بینی كه روبه‌روی تصویر سگی اخمو ایستاده که بالای آن نوشته شده است: روش پاسخ به تنش ات را تغییر بده. سپس سه قدم مایل كه به راست برداری، عكس پرسنلی همان سگ عصبانی را می‌بینی كه كنارش نوشته شده است: خطا كردن انسانی و بخشیدن الهی است. حالا اگر چهارده قدم به راست بروی، به‌جای آن گوسفند خنگ، عکس صاحبش را می‌بینی که كنارش نوشته شده است: نفس عمیق بكش.
حالا اگر بیشتر مواقع نزدیك كتابخانه باشی، «فكر باز داشته باش» را می بینی. اگر نزدیك درِ خانه باشی، «روش پاسخ به تنش ات را تغییر بده» جلوی چشمت است. اما اگر نزدیك آینه باشی و زیاد برای بیرون رفتن یا دست‌شویی رفتن عجله نداشته باشی، «خطا كردن انسانی و بخشیدن الهی است» جلوه گری می كند. اما، اما اگر مثل من پای کامپیوتر باشی، آن وقت فقط «نفس عمیق بكش» را می بینی.
همسر عزیزم در یك روز سرد زمستان، طبق تصمیمی ناگهانی (فكر كنم بعد از ازدواجش با من، این دومین تصمیم ناگهانی زندگی‌اش بود) این كاغذهای گوسفندی را به درودیوار خانه چسباند. من هم چون به ارتقای كیفیت خود علاقه مندم، كاغذها را نكندم و آن ها را تقریباً هر روز می بینم.
حالا اگر بخواهم به آن ها عمل كنم، این‌جوری می شود: اولِ صبح با دست‌وروی نشسته، «فكر باز داشته باش» را می بینم. البته خیلی سخت است كه وقتی پلك هایت به‌هم چسبیده و به زور و با لرزش زیاد بازشان نگه‌داشته‌ای، بتوانی چنین جمله پرمفهومی را بخوانی! بعد از كارهای مقدماتی و هنگام صرف صبحانه، «روش پاسخ به تنش ات را تغییر بده» جلوی چشمم ظاهر می شود. در نتیجه تصمیم می گیرم لبخند بزنم و بعد از چند لبخند گوسفندی، اصلاً یادم می رود كه باید اول صبحی برای چی ناراحت باشم و احساس می كنم كه روز خوبی در پیش خواهم داشت. لحظه خروج از خانه آخرین نگاه را به آینه می اندازم و جمله «خطا كردن انسانی و بخشیدن الهی است» را می بینم و در نتیجه تصمیم می گیرم آن روز به موتوری فحش ندهم، برای دیر انجام شدن كارها معده ام نسوزد، و برای سربالا بودن كوچه با همسر بی گناهم جروبحث نكنم. بعد كه روزم را مثل یك قهرمان از سر گذراندم، آخر شب، پای كامپیوتر می نشینم و «نفس عمیق بكش» را می بینم و شروع می‌كنم به تندتند نفس عمیق كشیدن. مطمئنم اگر تلاش همسرم نبود، «آرامش گوسفندی» این طور برایم جا نمی افتاد!


تجربیات مثبت خود را برای ما ارسال کنید:
عنوان    
نویسنده
منبع
متن  
 

خانه |تازه ها | دانستنی های روانشناسی | کارگاه های آموزشی | صحبت با مشاور | آزمون های روانشناسی | درباره ما | تماس با ما | En| FAQ